<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نشریه جنگل و فرآورده های چوب</title>
    <link>https://jfwp.ut.ac.ir/</link>
    <description>نشریه جنگل و فرآورده های چوب</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 09 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 09 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سخن سردبیر</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105954.html</link>
      <description>در ابتدا از زحمات سردبیر محترم قبلی نشریه، مدیر مسئول، کارشناس و مدیر نشریه و اعضای محترم هیئت تحریریه برای مدیریت شایسته و انتشار به‌موقع و منظم شماره‌های قبلی نشریه علی‌رغم محدودیت‌های متعدد سپاسگزاری می‌شود. با توجه به پایان دوره سردبیری قبلی، به‌موجب حکم معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه از مورخه 27/09/1404 اینجانب به‌عنوان سردبیر جدید این نشریه در خدمت پژوهشگران عزیز هستم. ضمن اینکه با پایان دوره هیئت تحریریه قبلی نیز برخی از اعضای هیئت تحریریه جدید این نشریه پیشنهاد و منصوب شدند. با تلاش‌های مستمر در دوره‌های قبلی، هم اکنون این نشریه به‌عنوان یک نشریه معتبر و با کیفیت در حوزه جنگل و صنایع چوب در کشور شناخته می‌شود و براساس ارزیابی کمیسیون نشریات علمی کشور در رتبه ب و با امتیاز بالا و نزدیک به رتبه الف قرار دارد. تلاش می‌شود که با کمک و همفکری همه عزیزان ضمن ارتقای رتبه این نشریه از رتبه ب به رتبه الف، برای امکان نمایه‌سازی آن در اسکوپوس نیز اقدامات مقتضی صورت پذیرد. برای این منظور، به‌زودی پس از مشورت با اعضای محترم هیئت تحریریه، تصمیمات و اقدامات لازم اتخاذ شده و به اطلاع محققین گرامی خواهد رسید. در حال حاضر وب‌گاه نشریه مانند اطلاعات تماس، اطلاعات نشریه، راهنمای نگارش مقالات، فهرست اسامی داوران و نیز بخش انگلیسی نشریه در حال اعمال تغییرات و به‌روزرسانی است. تلاش می‌شود ضمن حفظ کیفیت مقالات منتشر شده، فرآیند داوری و تعیین تکلیف مقالات ارسالی نیز تسریع شود.در شماره 4 دوره 78 نشریه، 8 مقاله منتشر شده است که 3 مقاله در حوزه چوب و 5 مقاله در حوزه جنگل است. با توجه به اهمیت زراعت چوب در کشور، در مقاله سپاسی و همکاران از پژوهشگران موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور به موضوع تولید نهال‌های صنوبر (Populus alba) مقاوم به شوری پرداخته شد. در مقاله رحیمیان و همکاران از گروه علوم و مهندسی جنگل دانشگاه گیلان، اثرات شاخص‌های تنوع ساختاری توده جنگلی بر زی‌توده روزمینی و ترسیب کربن در جنگل‌های مدیریت‌شده و مدیریت‌نشده تیروم‌رود شهرستان تنکابن طی سه دهه از سال 1382 تا&amp;amp;nbsp; 1402 بررسی شد. این محققین شیوه برش‌‌های تک‌گزینی را در مقایسه با گروه‌گزینی به‌عنوان روشی مناسب برای حفظ تنوع گونه‌ای توده‌های طبیعی جنگل‌های شمال کشور پیشنهاد کردند. سالاروند شمسی و همکاران از محققین دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران به بررسی رویش شعاعی گونه راش در ارتفاعات مختلف جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود در نزدیکی شهرستان نوشهر پرداختند. به اعتقاد این محققین، بررسی عوامل مؤثر بر تغییرات رویش شعاعی تودة جنگلی برای برنامه‌ریزی‌های مدیریتی جنگل‌ها و ارزیابی تاب‌آوری اکوسیستم‌های جنگلی نسبت به تغییرات اقلیمی مهم است. انتخاب گونه‌های مناسب با اثرات تهاجمی و دگرآسیبی کم در طرح‌‌های مربوط به احیای جنگلداری در مناطق خشک و بیابانی کشور حائز اهمیت است.&amp;amp;nbsp; بر این اساس، در مقاله مصلحی و همکاران از پژوهشگران مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی هرمزگان، دانشگاه هرمزگان و موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، به اثرات مقایسه‌ای کهور بومی در مقایسه با کهور آمریکایی بر رشد گونة لاتی (گونه علفی و مرتعی با نام علمی Taverniera spartea در منطقه سیریک استان هرمزگان پرداختند. در مقاله دیگر با عنوان &amp;amp;laquo;تعیین معماری سیستم ریشه نهال‌های راش از منظر زیست مهندسی خاک&amp;amp;raquo; که توسط رمضانی و عبدی از محققین گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در این شماره منتشر شده است، گزارش شد که میزان توسعه نسبی جانبی و عمقی سیستم ریشه نهال‌های راش در مقایسه با درختان بالغ گسترده‌‌تر است و لذا می‌توان برای جنگلکاری در زیر اشکوب و طرح‌های تجدید حیات با اهداف زیست مهندسی و یافتن فاصلة کاشت بهره برد.&amp;amp;nbsp;شناسایی و تولید مواد اولیه لیگنوسلولزی جدید و ارزیابی کیفی آنها برای زنجیره تأمین مواد اولیه مصرفی صنایع چوب و کاغذ کشور ضروری است. در مقالات منتشر شده این شماره در حوزه فرآورده‌های چوب، در دو مقاله به موضوع تولید سلولز و نامواد سلولزی پرداخته شده است و در مقاله دیگر نیز از فناوری نانو به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوین برای بهبود کیفیت فرآورده‌های چوبی بهره برده شد. در مقاله موسوی و همکاران از محققین دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه صنعتی خاتم‌الانبیاء بهبهان یک شاخص کارآمد و کم‌هزینه برای ارزیابی کیفی انواع لیگنوسلولز نانوفیبریله پیشنهاد شد. در مقاله اسدی و همکاران از دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان نیز به ویژگی‌های کمی و کیفی سلولز استخراج شده از ماکروجلبک سبز کلادوفورا به‌عنوان منبعی پایدار، دوست‌دار محیط‌زیست و با خلوص بالا برای تولید سلولز پرداخته شد. در مقاله کرد و همکاران از پژوهشگران پژوهشکده شیمی و پتروشیمی پژوهشگاه استاندارد، از نانوذرات برای بهبود مقاومت به سایش و ویژگی‌های مکانیکی چند سازه پلی‌وینیل کلراید-آرد چوب استفاده شد.از زحمات هیئت تحریریه، دبیران تخصصی، کارشناس و مدیر داخلی نشریه، داوران، ویراستاران ادبی و انگلیسی، نویسندگان گرامی و همراهی و حمایت مدیر مسئول نشریه و معاونت اجرایی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و سایر عزیزان در انتشار به موقع شماره 4 ، دوره 78 نشریه سپاسگزاری می شود. این نشریه آماده انتشار به‌موقع دستاوردهای پژوهشی ارزشمند پژوهشگران محترم از سراسر کشور در قالب مقالات علمی در حوزه‌های مختلف جنگل و چوب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش تأثیر سه دهه تغییرات مؤلفه‌های ساختاری بر موجودی کربن روز‌مینی جنگل‌های تیروم‌رود شمال ایران</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105576.html</link>
      <description>در مقیاس جهانی، پایش زمانی تغییرات تنوع گونه‌ای، مؤلفه‌های ساختاری و پیامدهای مدیریتی و بررسی تأثیر آنها بر موجودی کربن روزمینی (AGCS) در مواجهه با تغییرات اقلیمی و کاهش تنوع زیستی ضروری است. به این منظور، 31 قطعه‌نمونة 10 آری در توده‌های مدیریت‌شده (تک‌گزینی) و مدیریت‌نشده (شاهد) انتخاب و روند تغییرات شاخص‌های تنوع (غنا (S)، شانون-وینر (Hs) و یکنواختی سیمپسون (Se) و ویژگی‌های ساختاری (تراکم در هکتار (SDha)، ضریب تغییرات قطر برابر سینه (CVD)، ارتفاع (CVH) و سطح رویة زمینی (CVBA)) طی سه دهه (1382، 1392 و 1402) مقایسه شدند. مدل‌های رگرسیون چندگانه (MLRs) و مدل‌های معادلات ساختاری (SEMs) برای بررسی تأثیر مؤلفه‌های ساختاری و متغیرهای فیزیوگرافی درختان بر AGCS جنگل‌های تیروم‌رود شهرستان تنکابن استان مازندران به‌کار رفتند. نتایج نشان داد که AGCS، تولیدO2 &amp;amp;nbsp;و جذب CO2 توده‌های مدیریت‌نشده ضمن افزایش در طی سه دهه، نسبت به توده‌های مدیریت‌شده بالاتر بود. شاخص‌ &amp;amp;nbsp;Sدهة 1382، AGCS و شاخص‌ Se دهه‌های 1392 و 1402، CVD و CVBA دهة 1402 و CVH دهة 1392 توده‌های مدیریت‌شده و مدیریت‌نشده، تفاوت معنی‌داری داشتند. نتایج تحلیل واریانس آمیخته حاکی از تأثیر معنی‌دار نوع مدیریت بر AGCS، شاخص S، شاخص Se، CVD و CVBA بود. نتایج MLRs و SEMs در توده‌های مدیریت‌شده و مدیریت‌نشده بیانگر اثرات منفی و معنی‌دار شاخص Se و مثبت و معنی‌دار SDha بر AGCS بود. بنابراین، اجرای اصولی شیوة تک‌گزینی به‌دلیل الگوبرداری از شرایط تخریب طبیعی در مقیاس کوچک، روشی مناسب برای حفظ و ارتقای تنوع گونه‌ای جنگل‌های شمال کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عیارسنجی لیگنوسلولز نانوفیبریله براساس ارزیابی کدری سوسپانسیون</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105575.html</link>
      <description>تولید و کاربرد انواع سلولز و لیگنوسلولز نانوفیبریله در طیف وسیعی از زمینه‌ها توسعه پیدا کرده‌ است. با این حال، تنوع منابع اولیه و روش &amp;amp;shy;های تولید موجب تفاوت‌های چشمگیر در ویژگی‌های نانوفیبریل‌ها شده و نیاز به شاخص‌های ساده و کارآمد برای سنجش کیفیت آنها برای عیارسنجی را آشکار می‌سازد. هدف این پژوهش، بررسی قابلیت استفاده از شاخص کدورت سوسپانسیون به‌عنوان معیاری غیرمستقیم برای عیارسنجی کیفیت سلولز و لیگنوسلولز&amp;amp;nbsp; نانوفیبریله بود. برای این منظور، سه نوع خمیر کرافت صنوبر با مقادیر متفاوت لیگنین (0/3، 6/6 و 12/6درصد) تهیه و سپس با استفاده از دستگاه سوپر آسیاب دیسکی تحت فرآیند نانوفیبریله شدن قرار گرفتند. ترکیب شیمیایی، درصد بلورینگی، میانگین قطر نانوالیاف، کدورت سوسپانسیون، بازدة نانوفیبریله شدن و خواص مکانیکی فیلم‌های تولیدی ارزیابی شد. براساس نتایج، شاخص کدری به‌عنوان یک شاخص مهم در ارزیابی کیفیت و عیارسنجی لیگنوسلولز نانوفیبریله شناخته شد، به‌طوری که 38 درصد تفاوت این ویژگی در اثر تغییر مادة اولیه مشاهده شد در حالی‌که در عیارسنجی براساس مقایسة مقاومت کششی فیلم‌های تولیدی، با وجود صرف وقت بسیار، خطاهای متعدد در نحوة تولید فیلم و اندازه‌گیری، حداکثر تفاوت مشاهده شده بین کمترین و بیشترین مقدار، در حد 20 درصد برآورد شد. همچنین نتایج نشان داد، لیگنوسلولز نانوفیبریلة حاوی 6/6 درصد لیگنین، به‌دلیل نانوفیبریله شدن بهتر، کمترین شاخص کدری را داشته ‌است. بنابراین، سنجش کدورت، به‌عنوان روشی ساده، کم‌هزینه و غیرمخرب برای ارزیابی کیفیت نانوفیبریل در کنار شاخص‌های مرسوم مانند مقاومت کششی و بازدة نانوفیبریلاسیون ارزیابی شد که می‌تواند حتی به‌صورت برخط در عیارسنجی صنعتی لیگنوسلولز نانوفیبریله نقش مؤثری ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات رویش شعاعی سالانة درختان راش در دامنه‌های ارتفاعی مختلف جنگل خیرود</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105529.html</link>
      <description>ارتفاع از سطح دریا یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر رویش درختان است. این پژوهش به بررسی تغییرات رویش شعاعی سالانة درختان راش طی یک دورة ۶۰ ساله (۱۳۴۳ تا ۱۴۰۳) در سه دامنة ارتفاعی کمتر از ۱۰۰۰ متر، ۱۰۰۰ تا ۱۴۰۰ متر و بیش از ۱۴۰۰ متر در جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود پرداخته است. بدین‌منظور ۳۰ قطعه‌نمونة مربعی ۳۰&amp;amp;times;۳۰ متری در رویشگاه‌های خالص راش طراحی و در مجموع ۱۵۰ درخت انتخاب و از هر درخت دو مغزی رویشی برداشت شد. پس از اندازه‌گیری پهنای حلقه‌های رویشی و تطابق دورةزمانی، سری‌های زمانی پهنای خام حلقة سالانه و سری‌های روندزدایی‌شده (استاندارد) استخراج و شاخص‌های آماری برای بررسی کیفیت آنها محاسبه شد. نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین میانگین رویش شعاعی درختان در دامنه‌های ارتفاعی مختلف در این منطقه وجود دارد. بیشترین رویش شعاعی در دامنة ارتفاعی ۱۰۰۰ تا ۱۴۰۰ متر و کمترین رویش شعاعی، در ارتفاعات بیش از ۱۴۰۰ متر مشاهده شد. با این حال، درختان راش در پایین‌ترین دامنه‌های ارتفاعی طی ۳۰ سال گذشته‌ اندکی عملکرد بهتری نسبت به دامنه‌های میانی داشته‌اند. همچنین سری‌های روندزدایی‌شده نشان دادند که الگوهای رشد در ارتفاعات پایین و میانی همخوانی بیشتری با هم دارند، اما در ارتفاعات بالاتر الگوی رشد متفاوت از ارتفاعات پایین‌تر بوده و نسبت به تغییرات محیطی حساس‌تر است. به‌طور کلی، یافته‌ها حاکی از آن است که دامنة ارتفاعی میان‌بند (۱۰۰۰ تا ۱۴۰۰) بهترین بستر را برای رشد فراهم کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر عصارة آبی برگ کهور ایرانی (Druce (L.) Prosopis cineraria) و کهور آمریکایی (D.C (Sw.) Prosopis juliflora) بر جوانه‌زنی بذر و رشد گیاهچة گونة لاتی شرایط درون‌شیشه‌ای</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105528.html</link>
      <description>با توجه به جنگلکاری‌های گستردة گونة غیر بومی کهور در جنوب ایران و وجود دیدگاه‌های متفاوت در خصوص اثرات دگرآسیبی آن، در این پژوهش اثر غلظت‌های مختلف عصاره برگ دو گونة کهور بومی Prosopis cineraria و غیر بومی و P. Juliflora بر جوانه‌زنی و رشد اولیة گونة علفی لاتی (Taverniera spartea (Burnm. F.) DC.) در شرایط درون&amp;amp;lrm;شیشه&amp;amp;lrm;ای بررسی شد. بدین‌منظور، 30 بوتة مادری سالم لاتی به‌صورت تصادفی از پوشش کف جنگل&amp;amp;lrm;های شهرستان سیریک انتخاب و پس از جمع‌آوری بذر و تعیین قوه‌نامیه، 15 بذر در هر تیمار با چهار تکرار بر روی کاغذ صافی آغشته به عصارة برگ (0، 2، 4، 6 و 8 درصد) قرار گرفت. مقادیر مربوط به طول ریشه‌چه، ساقه‌چه و درصد جوانه‌زنی اندازه‌گیری شدند و با استفاده از آنالیز GLM مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد بیشترین طول ساقه‌چه در تیمار شاهد یا صفر درصد (2/68سانتی‌متر) و غلظت 4 درصد (2/32 سانتی‌متر) و بیشترین درصد جوانه‌زنی در غلظت 6 درصد (15/83 درصد) به‌دست آمد (0/05&amp;amp;gt;P). همچنین درصد جوانه‌زنی (17 درصد)، طول ریشه‌چه (2/83 سانتی‌متر) و ساقه‌چه (2/43 سانتی‌متر) در تیمار گونة کهور بومی بیشتر از کهور آمریکایی بود. نتایج اثرات متقابل نشان داد که عصارة برگ کهور بومی تا غلظت‌های میانه (4 و 6 درصد) موجب افزایش درصد جوانه‌زنی و رشد اولیة بذر گونة لاتی شد. به‌نظر می‌رسد تفاوت در میزان ترکیبات بازدارنده در دو گونة کهور و نیز سازگاری بیشتر فون و فلور منطقه با گونة بومی P. cineraria، عامل تفاوت در اثرات مهاری و تحریک‌کنندگی این دو گونه باشد. در مجموع، برخلاف گونة کهور آمریکایی، کهور بومی اثر تحریک‌کننده بر رویش اولیة گونة لاتی در شرایط آزمایشگاهی (پتری دیش) داشت. بنابراین، توصیه می‌شود در برنامه‌های جنگلکاری از گونة بومی استفاده شود؛ همچنین در صورت ضرورت به‌کارگیری گونة غیر بومی، باید اثرات جانبی آن با برنامه‌ریزی و مدیریت مناسب کنترل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسة اثر نانوسیلیس، نانورس، نانوگرافن و نانولولة کربنی بر خواص سایشی و مکانیکی چندسازة ساخته‌شده از پلی‌وینیل کلراید-آرد چوب</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105531.html</link>
      <description>در این پژوهش عملکرد سایشی چندسازة ساخته‌شده از پلی&amp;amp;shy;وینیل کلراید-آرد چوب که با نانوسیلیس، نانورس، نانوگرافن و نانولولة&amp;amp;shy; کربنی تقویت شده است، ارزیابی شد. همچنین، خواص مکانیکی و سختی نمونه &amp;amp;shy;های دارای نانوذرات و نمونه &amp;amp;shy;های شاهد مقایسه شدند. برای این منظور، آرد چوب با نسبت وزنی 50 درصد با پلی&amp;amp;shy;وینیل-کلراید به روش اختلاط مذاب با یکدیگر ترکیب شدند. نانوذرات در مقادیر مختلف 1، 2، 3 و 5 درصد وزنی به&amp;amp;shy;کار گرفته شد. آزمون سایش مطابق روش پین دیسک بر روی نمونه&amp;amp;shy; ها انجام شد و مقاومت به سایش و ضریب اصطکاک آنها انداز&amp;amp;shy;ه &amp;amp;shy;گیری شد. جنبة ریخت‌شناسی نمونه‌ها به‌منظور مطالعة نحوة پراکنش نانوذرات در چندسازه &amp;amp;shy;ها با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدانی (FE-SEM) انجام شد. نتایج نشان داد وجود نانوذرات موجب بهبود رفتار سایشی چندسازه&amp;amp;shy; ها از طریق کاهش نرخ سایش و افزایش ضریب اصطکاک آن می‌شود. همچنین در هنگام استفاده از نانوذرات در مقادیر زیاد (5 درصد وزنی)، خواص سایشی نمونه &amp;amp;shy;ها کاهش می&amp;amp;shy;یابد. کمترین مقدار کاهش وزن به‌ترتیب در نمونه‌های حاوی نانوسیلیس، نانوگرافن، نانولولة کربنی و نانورس برابر 0/11، 0/14، 0/19، و 0/22گرم در سطح بارگذاری 3 درصد مشاهده شد. مقدار کاهش وزن در نمونه&amp;amp;shy;های شاهد 0/33 گرم گزارش شد. یافته&amp;amp;shy; های حاصل از ارزیابی سختی و استحکام مکانیکی (مقاومت خمشی، مدول الاستیسیتة خمشی، مقاومت کششی و مدول الاستیسیتة کششی) نشان داد که بیشترین مقدار این ویژگی &amp;amp;shy;ها در چندسازه&amp;amp;shy; های حاصل از اختلاط با 3 درصد نانوسیلیس به‌دست آمد. تصاویر میکروگراف &amp;amp;shy;های الکترونی نشان داد که نانوذرات به &amp;amp;shy;طور همگن و مناسب در نمونه&amp;amp;shy; ها پراکنش یافته &amp;amp;shy;اند، اما با افزایش مقدار نانوذرات تا سطح 5 درصد، پراکنش نامناسب و تجمع ذرات اتفاق م ی&amp;amp;shy;افتد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی کمی، کیفی و ساختاری سلولز استخراج شده از ماکرو‌جلبک سبز Cladophora sp.</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105530.html</link>
      <description>سلولز استخراج شده از منابع جلبکی، به&amp;amp;shy; عنوان یک مادة زیستی با ارزش افزودة بالا و داشتن ویژگی‌های منحصربه‌فرد، توجه قابل ملاحظه‌ای را در حوزه‌های مختلف به &amp;amp;shy;خود جلب نموده است. با وجود پیشرفت‌های اخیر در روش‌های مختلف استخراج سلولز از زیست‌تودة جلبک‌ها، این مسئله همچنان نیازمند بررسی و بهینه‌سازی روش‌های فیزیکی-مکانیکی برای تولید سلولز با ویژگی‌های مطلوب و قابلیت فرآوری است. این مطالعه به استخراج و مشخصه‌یابی سلولز از ماکروجلبک سبز کلادوفورا (Cladophora sp.) با استفاده از یک فرآیند شیمیایی-مکانیکی چندمرحله‌ای، شامل پیش&amp;amp;shy;تیمار با متانول، تیمار قلیایی (NaOH) و رنگ&amp;amp;shy;بری دو مرحله &amp;amp;shy;ای (H2O2/NaOH) و (NaClO) می &amp;amp;shy;پردازد. محصول نهایی با آنالیزهای FTIR، ترکیب شیمیایی، درصد بازده، میزان آلفاسلولز، ویسکوزیتة ذاتی و درجة پلیمریزاسیون (DP) شناسایی شد. فرآیند خالص‌سازی منجر به کاهش قابل ملاحظة پروتئین تا 0/7 درصد و خاکستر تا 0/51 درصد و افزایش خلوص آلفاسلولز تا 91/6 درصد شد. اگرچه این فرآیند با کاهش قابل ملاحظة DP، از 2500 به 1290 (حدود 48/5درصد) در مرحلة رنگ&amp;amp;shy;بری با NaClO همراه بود، اما این کاهش می‌تواند فرآیندهای مکانیکی بعدی برای تولید نانوسلولز را تسهیل کند. بازدة کلی 69/9 درصد محاسبه شد، که بر قابلیت زیاد جلبک کلادوفورا به &amp;amp;shy;عنوان منبعی پایدار برای تولید سلولز با خلوص زیاد تأکید می‌کند. نتایج FTIR، نیز حذف مؤثر ترکیبات غیرسلولزی (لیپیدها، همی‌سلولزها، لیگنین و رنگدانه‌ها) و افزایش خلوص سلولز را تأیید کرد. این پژوهش اثربخشی فرآیند پیشنهادی را در تولید الیاف سلولز با خلوص بالا و ویژگی‌های مطلوب نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین معماری سیستم ریشة نهال‌های راش از منظر زیست‌مهندسی خاک</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105527.html</link>
      <description>معماری سیستم ریشه نقش مهمی در پایداری گیاه، جذب آب و عناصر غذایی و تثبیت خاک دارد. روش&amp;amp;shy;های مختلفی برای طبقه &amp;amp;shy;بندی معماری ریشه وجود دارد که پژوهش حاضر معماری را از منظر کاربرد در زیست&amp;amp;shy; مهندسی بررسی می&amp;amp;shy;کند. بدین‌منظور 69 نهال گونة راش (Fagus orientalis) از دامنه &amp;amp;shy;های با شیب 10 و 60 درصد با روش شاولومیکس از خاک استخراج و به آزمایشگاه منتقل شدند. چهار ویژگی سیستم ریشه شامل درصد پراکنش تعداد ریشه &amp;amp;shy;ها در افق&amp;amp;shy; های متوالی، حداکثر عمق ریشه&amp;amp;shy; دوانی، میزان گسترة ریشه &amp;amp;shy;های جانبی و تیپ اصلی پراکنش ریشه بررسی و رتبه &amp;amp;shy;بندی شدند. همچنین آزمایش &amp;amp;shy;های مقاومت مکانیکی روی نمونه ریشه &amp;amp;shy;ها انجام گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نسبت عمق نفوذ ریشه&amp;amp;shy; به طول ساقه در شیب‌های 10 و 60 درصد به‌ترتیب 32/23و 28/94درصد و همبستگی آنها نیز مثبت و معنی &amp;amp;shy;دار بود. همچنین نسبت قطر سیستم ریشه به قطر تاج نهال در شیب&amp;amp;shy; های 10 و 60 درصد به ترتیب 43/80و 63/38 درصد بود. نتایج آنالیز کوواریانس نشان داد که شیب دامنه تأثیر معنی &amp;amp;shy;داری بر عمق نفوذ ریشه نداشته ولی تأثیر بر قطر سیستم ریشه معنی &amp;amp;shy;دار بود. بیشترین فراوانی الگوی معماری ریشه در هر دو شیب، تیپ&amp;amp;shy; های عمودی یا افقی (VH) و پس از آن تیپ عمودی (V) بود که الگوهای مناسبی برای پایدارسازی شیب می&amp;amp;shy; باشند. مقادیر میانگین مقاومت مکانیکی ریشه&amp;amp;shy; های نهال&amp;amp;shy; ها در دامنة گزارش شده برای درختان بالغ راش شرقی می&amp;amp;shy; باشند و نتایج نشان داد که شیب دامنه تأثیر معنی‌دار بر مقاومت مکانیکی ریشه&amp;amp;shy; ها ندارد. آگاهی از تیپ معماری سیستم ریشه می&amp;amp;shy; تواند در انتخاب و طراحی سیستم &amp;amp;shy;های زیست&amp;amp;shy; مهندسی کمک شایانی نماید و شایستگی هر گونه برای کاربرد مورد نظر را مشخص کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همزیستی اکتومیکوریزا؛ راهکاری مؤثر برای بهبود تحمل شوری در سپیدار (Populus alba)</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105603.html</link>
      <description>صنوبرها (Populus spp.) &amp;amp;nbsp;به‌دلیل رشد سریع، تولید زی‌تودة بالا و سازگاری خوب با مناطق اقلیمی مختلف، از گونه‌های درختی مهم در برنامة زراعت چوب هستند. قارچ‌های میکوریز به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم رشد گیاه را از طریق ایجاد مقاومت در برابر تنش‌های غیر زیستی مانند خشکی، شوری، آلودگی فلزات سنگین و تنش‌های زیستی مانند آفات و بیماری‌ها، بهبود می‌بخشند. بنابراین با توجه به تغییرات اقلیمی و شورشدن آب و اراضی، نیاز به استفاده از روش‌های تولید نهال‌های مقاوم به تنش با استفاده از قارچ‌های اکتومیکوریز، ضروری به‌نظر می‌رسد. در این پژوهش، امکان برقراری همزیستی بین قارچ اکتومیکوریز Laccaria bicolor و نهال‌های سپیدار (P. alba) در شرایط گلخانه با استفاده تلقیح سوبسترای قارچی به گلدان‌های سپیدار بررسی شد. پس از یک دورة رویش، ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی (متغیرهای رشد و تولید زی‌توده) و زیست‌شیمیایی نهال‌های یک‌سالة میکوریزایی و غیر میکوریزی سپیدار در شرایط تنش شوری ارزیابی شدند. در مجموع، نتایج نشان داد که قارچ L. bicolor گزینة مناسبی برای تشکیل همزیستی اکتومیکوریزایی سازگار با خصوصیات اکولوژیک درختان سپیدار و در دسترس قرار دادن عناصر غذایی برای رشد این گیاهان است. نتایج تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های آماری نشان داد تیمار اکتومیکوریزی در سطح 1 درصد تأثیر معنی‌داری بر متغیرهای رشد (طول ساقه)، تولید زی‌توده (زی‌تودة خشک ریشه و اندام‌های هوایی) و غلظت عناصر غذایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) در نهال‌های صنوبر داشت. همچنین در نهال‌های میکوریزی تحت شرایط تنش شوری افزایش معنی‌دار میزان آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، فتوسنتز و تعرق نسبت به نهال‌های غیر میکوریزی مشاهده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک فاکتورهای شغلی در محیط کار بارگیری دستی با استفاده از روش‌های ارزیابی بیومکانیکی ((REBA و (PLIBEL) در جنگلکاری صنوبر</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_102568.html</link>
      <description>فعالیت بارگیری دستی در بخش جنگلداری اغلب کارگران خود را در معرض بسیاری از عوامل مخاطره‌آمیز بیومکانیکی کار که به‌طور مکرر نشان‌دهندۀ ارتباط بین وضعیت‌های کاری ضعیف و توسعۀ اختلالات اسکلتی - عضلانی مرتبط با کار است قرار می-دهد. این فعالیت ها اغلب برای بهبود، نیاز به اقدامات اصلاحی و مداخلات ارگونومی شغلی دارند. از این رو هدف از این پژوهش تجزیه و تحلیل محیط کار و فعالیت بارگیری دستی به کمک روش‌های ارگونومیکی ارزیابی خطر می باشد تا تنش‌های بیومکانیکی وارده بر کارگران شاغل در فعالیت بارگیری دستی پیشگیری و کنترل گردد و شاهد بهبودی در وضعیت سلامت و ایمنی شغلی کارگران، کاهش هزینه‌های ناشی از آن و افزایش بهره‌وری و راندمان کار باشیم. مطالعۀ حاضر در شهرستان صومعه‌سرای استان گیلان بر روی 40 نفر از کارگران مشغول به فعالیت بارگیری دستی انجام گرفت .در این پژوهش از روش نقشۀ بدن (Body Map)، روش ارزیابی ارگونومیکی محیط کارPLIBEL) ) و روش ارزیابی بیومکانیکی کل بدن ((REBA جهت شناسایی خطرات، تعیین سطح ریسک فاکتورهای شغلی در محیط کار و میزان شیوع و بروز بیماری‌های اسکلتی &amp;amp;ndash; عضلانی در کارگران بارگیری دستی استفاده شد. نتایج نشان داد که شاخص عددی ((REBA برای فعالیت بارگیری دستی برابر با 5/11 بود که این شاخص بیانگر سطح خطر بسیار بالا و تقسیم بندی این فعالیت در سطح فعالیت‌های پر خطر جهت مواجهه با ریسک فاکتورهای شغلی و عوامل بیماری‌زای شغلی در جنگلداری است. نیاز ضروری و فوری به اقدامات اصلاحی ارگونومیکی و به‌کارگیری برنامۀ مداخلات ارگونومی شغلی در محیط کار الزامی و توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختار درختان کهن‌سال و پایه‌های همسایه آنها در تیپ‌های جنگلی هیرکانی (مطالعه‌ی موردی: بخش بهاربن جنگل خیرود)</title>
      <link>https://jfwp.ut.ac.ir/article_105551.html</link>
      <description>این مطالعه ساختار و الگوی پراکنش مکانی درختان کهن‌سال راش شرقی را در جنگل‌های بخش بهاربن جنگل خیرود در هیرکانی مورد بررسی قرار داده است. درختان کهن‌سال بر اساس قطر برابر سینه شناسایی و قطعات نمونه‌ای با مساحت نیم و یک هکتار پیرامون آن‌ها تعیین شد. ویژگی‌های ساختاری شامل میانگین قطر برابر سینه، ارتفاع غالب، شاخص‌های چیرگی و تمایز قطر و ارتفاع، و الگوهای پراکنش مکانی با استفاده از شاخص‌هایی مانند شاخص آمیختگی و زاویه یکنواختی از داده‌های مکانی دقیق محاسبه گردید. در مجموع، 310 گروه ساختاری در تیپ جنگل راش خالص و 411 گروه در سایر تیپ‌ها بررسی شدند. راش با داشتن 256 درخت در تیپ خالص و 138 درخت در سایر تیپ‌ها، گونه غالب بود. توسکا در تیپ راش با میانگین قطر 103.4 سانتی‌متر و ارتفاع 40.8 متر بزرگ‌ترین ابعاد را داشت. ممرز نیز با 153 درخت در سایر تیپ‌ها شکل قابل توجهی داشت، اگرچه از نظر اندازه کوچکتر از راش و توسکا بود. تحلیل شاخص‌های ساختاری نشان داد جنگل‌ها به دو گروه مجزا تقسیم شدند: گروه اول با حضور راش و پلت ساختاری پیچیده، ناهمگن و دارای بیشترین آمیختگی و تنوع گونه‌ای است؛ در حالی که گروه دوم متشکل از توسکا، ممرز و سایر گونه‌ها ساختاری ساده‌تر و همگن‌تر دارد. آزمون t مستقل تفاوت معناداری را فقط در شاخص آمیختگی و چیرگی ارتفاعی بین این دو گروه نشان داد. نتایج تأکید می‌کند که حفظ درختان کهن‌سال، افزایش تنوع گونه‌ای و اتخاذ مدیریت نزدیک به طبیعت در جنگل‌های هیرکانی ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
